امیرحسین امیرحسین ، تا این لحظه: 14 سال و 9 ماه و 15 روز سن داره

جان بابا عشق مامان

اولین های امیر حسین

1392/5/17 1:20
نویسنده : مامان
879 بازدید
اشتراک گذاری

شیطون مامان سلام ماشاا... روز به روز داری شیطون تر میشی و البته خیلی با نمک تر دل من و بابایی برات ضعف می کنه 

صبح از خواب که بلند میشی برای اینکه ما بیدار بشیم و  خوشحال ادای باباا... رو در میاری خم میشی مثل پیرمردا و دستاتو تکون میدی.

این یک ماه که تو ماه رمضان هستیم هر روز برای نماز ظهر و شب میریم مسجد تو هم انگار دنیا رو بهت  میدن خیلی با فضای اونجا حال می کنی تقریبا همه عاشقت شدن آروم و قرارم که نداری

چند وقت پیش جوجه هات گم شدن ما که خیلی غصه خوردیم حسابی بهشون عادت کرده بودیم

 

یه چند وقتی میشه نقاشی می کشی چند تا خط می کشی و میگی نه نه یا میری روی دیوار خط می کشی بعد میگی نه نه دورت بگردم هنرمند مامانی

 

 

توی این تابستون کار من بیچاره دراومده هر روز آقا هوس اب بازی می کنه و من باید همه ی وسایلو مهیا کنم تا به شازده خوش بگذره

 

 

 

اینم میشه گفت اولین برجیه که ساختی و حسابی ذوق کردی

 

 

 

اینم یه نمونه از شیرین کاری هات

 

 

این دو تا عکسم مال چند وقت پیشه اولیش حرم بی بی زبیده خاتون و دومی مربوط به جمعه ای میشه که رفتیم صحرا و علی بردت بالای درخت

 

 

چند تا کلمه ی جدیدم یاد گرفتی مثل

باب ا... = بابا ا...

مامیه = بامیه

اگای عژی = اقای عزیز

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (6)

امیر حسین و مامانش
13 مرداد 92 12:53
عشق بابایی جان مامانی فدات بشم بابایی دست مامانی هم درد نکنه که این صفحه رو به روز میکنه
بعدا دوباره میام نظر میدم فعلا بای بای


دم باباییت گرم که بالاخره یادش افتاد ما وبلاگ داریم
خاله حدیثه
13 مرداد 92 16:21
´´´´´´´´´´´´´´´´´¶
´´´´´´´´´´´´´´¶´´¶´´´¶¶
´´´´´´´´´´´´´´¶´¶¶´¶¶
´´´´´´´´´¶¶¶¶´´´´´´¶¶¶¶¶¶
´´´´´´´¶¶´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶
´´´´´¶¶´´´´´´´´¶¶´´´´´´´´´´¶¶
´´´¶¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶
´´¶¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶
´´¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶´¶
´¶´´´´´´´´´´´´´´´´¶´´´´´´´´´´´´´¶
´¶´´´´´´´´´´´´´¶¶¶¶´´´´´´´´´´´´´´¶
´¶´´´´´´´´´´´´¶¶´¶´´´´´´´´´´´¶´´´¶
´¶´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶´´´´´´´¶¶¶¶´´´´¶
´¶´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶´´´´´´¶¶´´¶´´´´¶
´´¶´´´´´´´´¶¶¶¶¶´¶´´´´´¶¶¶¶¶¶´´´¶
´´¶¶´´´´´´´¶´´´´´¶´´´´¶¶¶¶¶¶´´´¶¶
´´´¶¶´´´´´´¶´´´´¶´´´´¶¶¶¶´´´´´¶
´´´´¶´´´´´´¶´´´¶´´´´´¶´´´´´´´¶
´´´´¶´´´´´´¶¶¶¶´´´´´´´´´¶´´¶¶
´´´´¶¶´´´´´´´´´´´´´´´¶¶¶´´¶
´´´´´¶¶¶´´´´´´´¶¶¶¶¶´´´´´´¶
´´´´´´´´¶¶¶´´´´´¶¶´´´´´´´¶¶
´´´´´´´´´´´´¶¶´´´´´¶¶¶¶¶¶´
´´´´´´´´´´¶¶´´´´´´¶¶´¶
´´´´´´´¶¶¶¶´´´´´´´´¶´¶¶
´´´´´´´´´¶´´¶¶´´´´´¶´´´¶
´´´´¶¶¶¶¶¶´¶´´´´´´´¶´´¶´
´´¶¶´´´¶¶¶¶´¶´´´´´´¶´´´¶¶¶¶¶¶¶
´´¶¶´´´´´´¶¶¶¶´´´´´¶´¶¶´´´´´¶¶
´´¶´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´´´´´´¶
´´´¶¶´´´´´´´´´¶´´´¶´´´´´´´´´´¶
´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶ ~*

سلام همیشه به شادی باشید انشالله.
با عکس های جدید مهدیار آپم خوشحال میشم بیای .



ممنون حتما سر میزنم
مریم
17 مرداد 92 1:17
خاله جون
دیواره اتاق منو خط خطی کردی
فلشمو گم کردی
دسته ی عینکمم که کج کردی
تخم مرغمو شکستی



اینا رو گفتم تا مامانت حساب کار دستش بیاد اگر کامنت افشاگرانه بزاره منم دست به افشاگری میزنم
حالا مراعاتت رو میکنم و قضیه ی روتختی!

رو نمیگم


خاله جون برو خدا رو شکر کن که کار بدتر از این نکرده حالا مونده که بیاد رو تختت و کار خرابی بکنه و تو بگی کاش تخممرغمو شکونده بودی
دایییییییی دایییییییییییی زنداییییییییییی
21 مرداد 92 12:53
الهی فدات شم زن دایی دیشب تا صبح خوابتو میدیدم قرار بود خوابت کنم ولی نمیخوابیدی دوست دارم خیلی زیاد به چشماتم خیلی میاد
مریم زنداییییییییییی
28 مرداد 92 0:17
سلام داداش زیارت قبول
پاییز رحیمی
29 مرداد 92 1:24
سلام عمه جونم! قربونت برم با عمه گفتنت و بانمکیات که هر روز بیشتر از دیروزه! راستی زیارتت قبوووووووووووول. دورت بگردم من! دست مامانی تم درد نکنه که با وجود شیطنتهای تو و مشغله هاش این صفحه رو برات نگه داشته بوووووووووووووس= واسه بابات بووووووووووووووس= واسه مامانت بووووووووووووووووووووووووووووووووووووسسسسسسسسس= واسه تو