سفرهای تابستونی
عزیز دلم سلام مثل همیشه با تاخیر اما دست پر اومدم
5 روز بعد از ماه رمضان قسمت شد و به پابوسی امام رضا رفتیم اول قرار بود با عمو جواد و سید علی هوایی بریم اما انگار قسمت اونا نبود و ما عمو علی رضا رفتیم بعد از یه روز توی راه بودن خسته رسیدیم مشهد و این تازه اول ماجرا بود چون هیچ هتلی برای اقامت پیدا نمیشد یا پر بود یا قیمتش خیلی بالا. خلاصه نهار رو که خوردیم یکی از دوستای بابا زنگ زد و یه هتل آپارتمان رزرو کرد ما هم رفتیم اونجا امآ اونجا به همه چیز شباهت داشت الا هتل ولی ما بخاطر خستگی زیاد مجبور شدیم همونجا بمونیم تا اینکه شب بعد از اومدن از زیارت امام رضا حسابی شرمندمون کرد و خونه ی یکی از دوستای بابا خالی شد تا ما بریم اونجا و اینجوری شد که ما 4 روز مهمون عمو وحید شدیم
خدا رو شکر سفر خیلی خوب و پرباری بود و با وجود تو پر از انرژی و با نشاط سپری شد فقط بابا مهدی اذیت شد چون تو حرم مجبور بود فقط دنبال تو بدواه و تو هم دلت می خواست دائم کنار حوضآب بازی کنی


تصمیم گرفتیم از جاده گرگان برگردیم تا یه سر بریم خونه ی دوست بابا عمو بنیامین .وای که چه راه خسته کنندهای بود تو هم منو کشتی از بس شیر خودی . فکر کنم 8 شب رسیدیم به شهر علی اباد کتول و ما با بابای عمو بنیامین که فوق العاده باسواد و فهیم و خوش مشرب بود اشنا شدیم بابا مهدی که تال صبح بیدار بود و با ایشون صحبت می کرد شما هم حسابی گل کاشتی و از لحظه ی ورود شروع کردی به خراب کاری از ریختن لیوان اب و شربت بگیر تا شکستن پایه ی سینی.
فردا نهار با عمو بنیامین رفتیم پارک جنگلی النگدره
اینم عکس تو و کوثر
ا
تو این دو تا عکسم خودت رفتی ژست گرفتی و گفتی ازم عکس بگیرید


اینام نشون میده که تو چقدر خسته بودی که تو این حالت خوابت برده


اینم مربوطه به سفر دو روزه به خوانسار



سفرهای تابستونی
